به گزارش مشرق، کبری آسوپار روزنامهنگار طی یادداشتی درباره شبکههای تروریستی رسانهای نوشت:
پرده اول: شنبه، ۳۱ شهریور ۹۷؛ یعقوب التسطری، سخنگوی الاحوازیه روی آنتن زنده شبکه اینترنشنال توضیح میدهد که چرا حق داشتهاند به رژه اهواز حمله کنند و کسانی را که آنجا بودهاند، به گلوله ببندند. او این حمله را پاسخی میخواند به آنچه که «سرکوب عربهای اهوازی» میداند و آن را عملیاتی علیه «سپاه و نیروهای نظامی جمهوری اسلامی» و در جاهایی که «غیرنظامیان» نبودهاند، توصیف میکند.
در همان روز، در بلوار قدس اهواز، در جغرافیای ایران که اینترنشنالیها فقط جمهوری اسلامی میخوانندش و ایرانش را نمیگویند، عدهای کز کردهاند گوشه پیادهرو؛ پشت کمی شمشاد و دو سه درخت که روشن نیست آیا میتواندجلوی گلوله کلاشینکف را بگیرد؟ یکیشان گلوله خورده است. مقابلشان وسط خیابان پیکرهایی روی زمین افتاده که دیگر جانی ندارند. یک نیروی نظامی دخترکی را که پیشانیاش زخمی شده، به سرعت از وسط معرکه به گوشه میبرد، یکی دیگر پیکر نیمه جان پسرکی خردسال را روی دست گرفته و... اینها سپاهی نیستند؛ نظامی هم نیستند؛ شهروندان ایراناند. گرچه نیروی نظامی هم شهروند همین ایران است و ترورش در واقع ترور سپر دفاعی ایران است؛ همان ایرانی که اینترنشنال و الاحوازیه فکر میکنند اگر نامش را نبرند، یعنی آنچه کردهاند و میکنند، علیه آن نبوده است!
خونهای روی آسفالت داغ اهواز هنوز تازه است که اینترنشنال در لفافه فارسی زبان بودن و با ادعای ایرانی بودن و دلسوزی برای مردم ایران، میزبان سخنگوی گروهکی میشود که این خونهای ایرانی را بر زمین ریختهاند. موضوع سادهای است؛ فکر کنید کسی بر پدرتان، بر پسرتان، بر همسر یا مادر یا دخترتان، بی محابا و بی دلیل چاقو زده است، همین طور که خون فواره میزند و هنوز نمیدانید دقیقاً چه شده و چه باید بکنید، کسی که ادعای دوستی با شما را دارد، کسی که میگوید همخون و عضوی از خانواده شماست، بجای گفتن از مظلومیت شما، قاتل را به خانهاش میبرد و با دفاعی ضمنی از او، میگوید بیایید ببینیم حرف قاتل چیست و دفاع او را بشنویم!
پرده دوم: بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر صهیونیستها روی آنتن زنده اینترنشنال دارد توضیح میدهد که چرا به ایران حمله کرده است و برای اینکه این تجاوز موفق شود، باقی کار را باید مردم! ایران انجام دهد.
همان روز و روزهای قبل آن و روزهای بعد آن، موشکهای صهیونیستی، خانههای مردم ایران را روی سرشان آوار کردهاند. چقدر ساختمان مسکونی که همراه با ساکنانش فروریختهاند. یک سو موهای دخترکی جوان از لابهلای دیوارهای ریخته یک ساختمان بیرون زده، آن سوتر پشت چراغ قرمز موشکی میخورد و ماشینها و آدمها پرتاب میشوند، یک سوی دیگر از یک خانواده ۴ نفره هیچ چیز باقی نمانده و جایی دیگر برای ترور یک نفر، حفرهای بزرگ که چندین ساختمان را بلعیده، ایجاد شده که مقتل ۱۵ نفر است. اینها مسئولین جمهوری اسلامی نیستند، مردم ایراناند که یکی استاد دانشگاه است، یکی دانشجو، یکی دانشآموز، یکی خانهدار، یکی پزشک و...؛ همان ایرانی که اینترنشنال و نتانیاهو فکر میکنند اگر نامش را نبرند، یعنی آنچه کردهاند و میکنند، علیه آن نبوده است!
اینجا دیگر پیکرهای مردم ایران روی زمین نیست، بلکه هنوز زیر آوار است؛ پیکرهایی که شاید فقط تکهای از آنها مانده باشد، شاید همان تکه هم حتی نه! و هنوز معلوم نیست هر تکه را باید کجا یافت که اینترنشنال در لفافه فارسی زبان بودن و با ادعای ایرانی بودن و دلسوزی برای مردم ایران، میزبان رئیس دولتی جعلی میشود که این خونهای ایرانی را بر زمین ریختهاند. موضوع ساده است؛ شما را کشتهاند و باز در اینترنشنال شما متهماید و باید بمیرید؛ و اویی که میتواند آنجا حاضر شود و از تجاوزش به سرزمین شما و خانه شما دفاع کند، قاتل شماست!
پرده سوم و چهارم و پنجم و ... تا بی نهایت: عبدالله مهتدی، دبیر کل گروهک تجزیهطلب کومله هم در اینترنشنال آنتن دارد. حامیان تحریم اقتصادی و دارویی ایران هم در اینترنشنال آنتن دارند. کودکان پروانهای پوست تنشان زخم میشود و میریزد، اما همانها که نمیگذارند پانسمان مخصوص آنها به ایران برسد، در اینترنشنال آنتن دارند. جیشالعدلی که میخواهد بلوچستان را جدا کند و بارها مردم سیستان و بلوچستان را با حمله تروریستی کشته است، در اینترنشنال آنتن دارد.
هزاران هزار تصویر اینگونه از ایران اینترنشنال وجود دارد که وقتی ما زخم خوردیم، او خندید؛ وقتی ما تحریم شدیم، او هورا کشید؛ و وقتی ما مردیم، او جان گرفت. بلکه حتی از قبل برای زخم خوردن ما، برای تحریم ما، برای مردن ما، دشمن را نه فقط تحریک که التماس میکرد. هر جا کسی پرچمی علیه ایران بلند کرد، اینترنشنال شبکهاش شد، شبکهای که نام ایران را در آغاز عنوانش آورده، اما بازوی رسانهای دشمنان ایران است و نه آنتن دشمن، که خود بخشی از عده و عده همان دشمن است. البته که وقتی پولش از تلآویو میرسد، خلق چنین مزبلهای عجیب نیست.
عجیب، بخش دیگر این پردههاست. همه پردههای بالا، یک سوی سوم هم دارد؛ ایرانیانی که در تهران و یا شهرهای دیگر پای تلویزیون در خانه خود نشستهاند و برای دیدن، شبکه اینترنشنال را انتخاب کردهاند. شبکهای که به یک تروریست آنتن میدهد تا از حمله گروهکش به مردم ایران دفاع کند. شبکهای که به یک تجزیهطلب آنتن میدهد تا نام تلاشهایش برای جدا کردن بخشی از خاک ایران را مبارزه با جمهوری اسلامی بنامد و به یک نخستوزیر جعلی آنتن میدهد تا به تجاوز به خاک ایران، مشروعیت دهد و حتی مردم ایران را به حمایت از این تجاوز فرابخواند! همان ایرانی که نامش را نمیبرند و فکر میکنند اگر نامش را نبرند، یعنی آنچه کردهاند و میکنند، علیه آن نبوده است!
اینجا در ایران، کسانی از طریق یک دیش ماهواره و انتخاب یک عدد روی کنترل تلویزیون، خیلی راحت در خانهشان میزبان سخنگوی دشمن شدهاند، در حالی که هموطنشان که نه، بلکه وطنشان زخمی از گلولههای آن دشمن، روی زمین افتاده است. کمی فکر کنیم؛ آیا میخواهیم در خانههایمان میزبان سرباز دشمن باشیم؟




۱۱:۴۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۵